یه قُلُپ فلسفـــــه...

من همان قاصدکم که گاهی گذران از خیالت میگذرم...

یه قُلُپ فلسفـــــه...

من همان قاصدکم که گاهی گذران از خیالت میگذرم...

درباره بلاگ


در من ، فریاد های درختی ست،
خسته از میوه های تکراری...
(گروس عبدالملکیان)

طبقه بندی موضوعی

برای رسیدن ، باید ایستاد.چند لحظه ای فقط.

خیره شد.به دور.به آنجای مبهم همیشگی.

چشم ها را تنگ تر کرد .بسته تر کرد برای باز تر دیدن!

و بعد پر شد از تصمیم.پر از قول های مردانه.

عزم کرد.توکل کرد.

و رفت.به بهانه ی دیگر برنگشتن.

به قصد رسیدن.زود رسیدن.خوب رسیدن.

بعد که رسیدی، بایستی.رو برگردانی از رسیدن.

فقط چند لحظه ای.

روبرگردانی و به گذشته نگاهی بیندازی.

به مسیری که گذراندی.به راهی که آمدی.

به ذهن بسپاری...آن جای مبهم و محو گذشته را...

و بعد ، با رسیدن ، دست بدهی و نقاشی آشنایی بکشی.

و باز هم فردا...دلت هوای رسیدنی دیگر میکند...

انسانِ بینهایت طلب است دیگر...!!!

در هیچ زمینی ، هرچقدر هم خوش آب و هوا، ریشه ندوان!

زمین گیر شدن ، حال خوبی نیست...!

در فکر رسیدن های نو باش!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۲۳
الهام اسماعیلی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی