یه قُلُپ فلسفـــــه...

من همان قاصدکم که گاهی گذران از خیالت میگذرم...

یه قُلُپ فلسفـــــه...

من همان قاصدکم که گاهی گذران از خیالت میگذرم...

درباره بلاگ


در من ، فریاد های درختی ست،
خسته از میوه های تکراری...
(گروس عبدالملکیان)

طبقه بندی موضوعی
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۴۲

میرا

کتاب را به پیشنهاد استاد نویسندگی‌م خریدم و به پیشنهاد یکی از دوستای ناب فرهیخته‌م نوبت خوندنشو جلو انداختم و در یک روز شروع و تمومش کردم. فضای کتاب تا حد خیلی زیاذی نزدیک به فضای کتاب 1984 جورج اورول بود. نویسنده، برای داستانش یک فضای تحت حکومتی مستبد رو تصویر کرده که دیوار خونه ها از شیشه ش و همه همدیگه روتحت نظر دارن. تنهایی جرم محسوب میشه و بهترین بودن در کاری هم جرم محسوب میشه و اگر دانش آموزی به طور مداوم شاگرد اول کلاس بشه، مجازات میشه!(خیلی این خوبه نه؟؟!). کسی که علاقه مند به فردیت و برای دوست داشتن دلیلی داشته باشه و تابع قوانین شخصی باشه بیمار شناخته شده و از طرف ناظرین سفید پوش مداوا میشه. فرد مداوا شده مثل عروسکی خواهد بود که نقابی را روی صورتش دوخته اند و احساسات و تفکرات و خاطراهایش را کم رنگ رو به نابودی کشانده ن. اما در آخر بعضی از این بیماران گرچه مداوا شده اند اما باز هم به بیماری خود، که بیداری ست مبتلا می شوند و نقاب هایشان در هم میشکند.

اما اگر تصمیم به خوندن این کتاب گرفتید باید بگم نثر کتاب، به شدت بی پرواست و شاید متعجبتون کنه.

#الهام

#میرا #کریستوفر_فرانک

#ترجمه #لیلی_گلستان

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۲۴
الهام اسماعیلی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی