یه قُلُپ فلسفـــــه...

من همان قاصدکم که گاهی گذران از خیالت میگذرم...

یه قُلُپ فلسفـــــه...

من همان قاصدکم که گاهی گذران از خیالت میگذرم...

درباره بلاگ


در من ، فریاد های درختی ست،
خسته از میوه های تکراری...
(گروس عبدالملکیان)

طبقه بندی موضوعی
۱۶ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۲

مستعدِ سقوط

کافیه رازت رو بفهمه. ممکنه خودشم متوجه نباشه اما به تو به چشم تحقیر نگاه میکنه و فکر میکنه چون مثل تو نیست پس لابد بهتر وبالاتره و چون بالاتره تورو که ازش پنج سال بزرگتری بچه تر میبینه به جرم اینکه تو فقط همیشه خودت بودی و نقش بازی نکردی و خواستی باهاش روراست باشی!
اعتماد به سقف کور کننده ش باعث میشه فکر کنه در حدیه که درمورد هر خیالی بتونه تصمیمات بچگانه ش رو عملی کنه و نتیجه هم بگیره.
هر چند وقت یه بار به خوبی میتونه با مهارت عجیبی منو عصبی کنه و به تازگی طبق عادت همیشگیم که آدم هایی که بهم آسیب میزنن به راحتی از چشمم می افتن، تصمیم گرفتم کم رنگش کنم توی روزگارم.

این یه آسیب جدیه که تو مواجه بشی با نپذیرفتن اسم و عکس و حرفها و حضور کسی که یه روزی به قلب پذیرفته بودی. این یه آسیبه که حتی به شیوه ی نزدیک شدن آدما به خودت شک کنی چون اونارو شاهدی که وقتی به آدما نزدیک میشن تا دنبال چیزی، جواب سوالی چیزی باشن...
تو با چشمای خودت اونارو دیدی که بزرگترین رفتارشون مارپل بودنشونه و چیدن پازل های زندگی دیگران کنار همه برای رسیدن به تصویری که به کس جز همون دیگران مربوط نیست.
آفرین به تو. تو دختر بدی نیستی. فقط از این به بعد آدم معمولی ای هستی برام که استعداد خوبی داره تا عصبیم کنه. آدمی که درکش نمیکنم و برای همین لزومی نمیبینم تو حصار حریمم راهش بدم. تو سقوط کردی از جایی به اسم چشم دلم. به جرئت میتونم الان باهات خداحافظی کنم دخترک. برات آرزوی موفقیت میکنم.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۶
الهام اسماعیلی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی