یه قُلُپ فلسفـــــه...

من همان قاصدکم که گاهی گذران از خیالت میگذرم...

یه قُلُپ فلسفـــــه...

من همان قاصدکم که گاهی گذران از خیالت میگذرم...

درباره بلاگ


در من ، فریاد های درختی ست،
خسته از میوه های تکراری...
(گروس عبدالملکیان)

طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

۱۳ مهر ۹۵ ، ۲۰:۳۳

پنجره های تشنه

پنجره های تشنه، نوشته ی مهدی قزلی، سفرنامه ای به بهشت است. ضریح شش گوشه ی حضرت حسین (ع) بعد از ساخته شدن توسط مردم، سفری طی کرد تا زیر قبه ی حضرت، سایه بان مزار حضرت باشد. روایت این سفر از قم تا کربلاست و همه معجزاتش، همه داستان هایش، همه وقایع ش، دل می برد، جان میبرد. که این عشق حسین است که عالم را دیوانه میکند...


#الهام_اسماعیلی

#پنجرههای_تشنه

#مهدی_قزلی

الهام اسماعیلی
۱۳ مهر ۹۵ ، ۲۰:۰۸

پدر، عشق و پسر

قلم سید مهدی شجاعی، بی مثال است. وی معمولن در حیطه ی مذهبی می نویسد. پدر، عشق و پسر کتابی بی نظیر است از زبان اسب حضرت علی اکبر، که واقعه ی کربلا را برای مادر حضرت علی اکبر روایت میکند.

کتاب ده مجلس دارد و هر مجلس روح انسان را پر میکشاند به سمت و سوی کربلا. و این چشمه ی جوشان اشک است که منزل به منزل کتاب را می پیماید به قصد رسیدن به مقصد. مقصد عشق و معرفت حسین.


#الهام_اسماعیلی

#پدر_عشق_وپسر

#سیدمهدی_شجاعی

الهام اسماعیلی
۱۳ مهر ۹۵ ، ۲۰:۰۳

سرگذشت لافکادیو

سرگذشت لافکادیو ، داستان یک شیر است که جواب گلوله را با گلوله میدهد. کتاب در رده بندی های سنی ،به سن کودکان و نوجوانان اختصاص یافته است اما مگر این منطقی ست؟ کتاب کودکان و نوجوانان ، حتی اگر در قالب داستان های کودکانه باشند پر از نکات روانشناسی و روانشناختی ست. آدم بزرگ های دنیای بچه ها وقتی این کتاب را بخوانند، قطعا به لافکادیو های درون، یا اطراف خویش پی خواهند برد و ابروهای خود را به نشان تعجب بالا خواهند برد.

نویسنده ی کتاب، شل سیلور استاین، که در کتاب خود را عمو شلبی خطاب میکند لحن جالب و بامزه ای دارد. شیر داستان، در گله ی خود زندگی میکند که طی اتفاقاتی تیر اندازی یاد میگیرد و این نقطه ی عطف ورودش به دنیای آدمهاست و آدم شدنش! تا جایی که میرسد به جایی که تصمیم میگیرد برای تفریح به شکار شیر برود. آنجا میفهمد که نه شیر است، نه آدم. از خویش میگریزد و آدمها و شیر ها فقط دور شدنش را میبینند.


#الهام_اسماعیلی


"خودمانیم حرف عجیبی نیست؟شیری بیاید بگویدتنش مور مور میشود. مثل این است که موری بگوید تنش شیر شیر می شود."

#سرگذشت_لافکادیو

#شل_سیلور_استاین



الهام اسماعیلی
۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۹:۳۸

فتح خون

صدای سید اهل قلم، شهید مرتضی آوینی در مجموعه ی روایت فتح‌ش، فراموش نشدنی‌ست. روایتی که او کرد از جبهه و دفاع همیشه مقدسمان بی نظیر و مثال زدنی بود. فتح خون، روایتی مستند از وقایع روز عاشوراست. تاریخ، وقایع را روایت میکند و راوی، واژه ها را به تسخیر در می آورد، عشق به حسین (ع) را با آن در می آمیزد، لباس شرم و دوری ودلتنگی را به تن واژه ها میپوشاند، و میگوید، میگوید تا هر کس با دلش نتیجه بگیرد.

کتاب از فصل های مختلفی تشکیل شده است. و اما فصل نانوشته ی آخر. شهادت حسین(ع) . کدامین واژه است که از پسش بر بیاید. آوینی، اما شهادت حسین (ع) را با شهادت خویش نوشت و روایت کرد...


#الهام_اسماعیلی

الهام اسماعیلی
۰۲ مهر ۹۵ ، ۲۰:۳۲

وداع با اسلحه

وداع با اسلحه، کتابی ست که ارنست همینگ‌وی نوشته است.

وقتی که جنگی صورت میگیرد زندگی روزمره ی آدمها با توپ و تانگ و صدای شلیک گره میخورد. مردانی که می جنگند، از میهن خویش و یا حتی از کشوری غریبه دفاع میکنند با روحی بسیار خسته، خسته از شلیک های اجباری و بی منطق، خسته از دیدن خون و خمپاره، با مدال های افتخاری که برایشان اهمیتی ندارند، آرزوی صلح میکنند و روزهارا میشمارند به نیت تمام شدن جنگ، با دلخواسته ی قوی صلح.

مرد قصه، در میانه ی جنگ عاشق میشود، اما باز میجنگد.

مدال میگیرد، اما با عشق خود به دیدن مسابقه ی اسب سواری در شهر میرود.

خسته میشود اما باز میجنگد.

تا جایی که این جنگ به خوی وحشیانه ای میان خودی ها هم تبدیل میشود. خویی که نه توضیح میپذیرد نه استدلال. اعدام. تنها راه چاره گریز است. او به سمت عشقش ، با روحی خسته، در عملیات عقب نشینی ای نافرجام، میگریزد و با کاترین که از او باردار است از کشور میگریزند.

پایان قصه اما ضربه ای سخت بر خواننده وارد میکند. پایانی غیر قابل تصور. وقتی که همه چیز خوب است ،وقتی که همه چیز آرام است و زیبا،  ناگهان پایانی غافلگیر کننده انسان را به دام می اندازد. اما آیا این پایان، پایان قصه ی این مرد است که مدت ها پیش با اسلحه ی خویش وداع کرده است؟

الهام اسماعیلی